Desire Knows No Bounds




Tuesday, November 7, 2017


حرف گذشته و نسبت‌مان با آن شد (حرف نسبت سرهرمس با گذشته‌اش، با این وبلاگ حتا)، فیل‌م یاد هندوستانِ «دکتر هاوس» کرد. فصل هفتم، بعد از بریک‌آپ لاجرم و بغرنج‌ هاوس با «کادی» بعد از این که جای درست، کار درست را در حمایت از او انجام نداد و بدحالی‌اش و بالطبع بالابردن دوز مصرف مخدر شخصی‌اش، «ویکودین»، روی تیتراژ قسمت شانزدهم، قسمتی که در آن قرار است گاوبازی را درمان کنند که در میانه‌ی میدان دچار حمله‌ی عصبی شده و بعد گاو خشمگین مذبور حسابی خدمت‌ش رسیده، لحظه‌های قبل از شروع یک مسابقه‌ی گاوبازی را می‌بینیم، ترکیبی از ترس و تردید و خشم و تصمیم گاو و گاوباز. قطعه‌ی This Night از آلبوم passion leaves a trace  از گروه black Lab روی این تصاویر سوار است. و وقتی می‌گویم سوار است، یعنی یک سواری من می‌گویم و یک سواری شما می‌شنوید. نظر غالب علما این است که این قطعه، که شعرش را همین پایین گذاشته‌ام، از اساس در مورد «پشیمانی‌»ست، علی‌الخصوص در خصوص آدمی که به دراگ معتاد بوده و حالا در حال ترک است و دارد به گذشته‌اش می‌نگرد، یا خیره می‌شود، به هرحال. 


There are things
I have done
There's a place
I have gone
There's a beast
And I let it run
Now it's running
My way

There are things
I regret
To can't forgive
You can't forget
There's a gift
That you sent
You sent it
My way

So take this night
Wrap it around me like a sheet
I know I'm not forgiven
But I need a place to sleep
So take this night
And lay me down on the street
I know I'm not forgiven
But I hope that I'll be given
Some peace

There's a game
That I play
There are rules
I had to break
There's mistakes
That I made
But I made them
My way

So take this night
Wrap it around me like a sheet
I know I'm not forgiven
But I need a place to sleep
So take this night
And lay me down on the street
I know I'm not forgiven
But I hope that I'll be given
Some peace

Some peace
Some peace

Labels:



Comments: Post a Comment